
سه شنبه 4 آذر 1382 بود که احمد شیرزاد نماینده ی اصلاح طلب اصفهانی مجلس شورا به پشت
تریبون رفت تا نطق پیش از دستورش را بخواند.(دقت کنید هم آقای شیرزاد و هم آقای مزروعی که
مخالف جاه طلبی های هسته ای ایران هستند{هر دو نفر} و به انحراف آن به سوی ساخت سلاح هسته
ای اعتراف کرده اند{آقای شیرزاد} خوشان نماینده ی اصفهان هستند یعنی استانی که بخشی از
تجهیزات هسته ای ایران در یکی از شهر هایش به نام نطنز مخفی بوده و با بازرسی های آزانس بین
المللی انرزژی هسته ای و جاسوسی های ماهواره ها کشور های دیگر و مثل اینکه
جاسوسی های سازمان مجاهدین خلق این اماکن سری آشکار می شود.)اعتراضات این دو نماینده هم
بعد مشخص شدن مخفی کاری ایران در ساخت اماکن مربوط به انرژی هسته ای در استانشان بوده
است.
من خودم شخصا نطق آقای شیرزاد را از تلویزیون دیدم و یادم هست که وقتی گفت جمهوری اسلامی :
" جمهوري اسلامي 19 سال به جهانيان دروغ گفت". آقای کروبی که رئیس مجلس بود با سخنان فریاد
گونه و غضب آلودی بر او حمله ی کلامی کرد و گفت: چی گفتی؟!
متن كامل نطق جنجالي احمد شيرزاد در مجلس
بنا به گزارش خبرگزاری حکومتی كار ايران(ایلنا):
نطق پيش از دستور احمد شيرزاد نماينده اصفهان و عضو فراكسيون جبهه دوم خرداد مجلس، فضاي
صحن علني مجلس را براي دقايقي به تشنج كشاند
به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري كار ايران ،ايلنا ، متن كامل نطق قبل از دستور احمد شيرزاد بدين
شرح است:مدعي بوديم رهبر معنوي جهان هستيم, تمام توده هاي محروم چشم اميد به ما دوخته اند,
از مظلومان جهان حمايت مي كنيم, سردمدار اخلاق و انسانيت در جوامع خشونت زده امروز هستيم, به
جاي سلاحهاي مرگبار ضد انساني بر ايمان و ايثارگري جوانانمان تكيه داريم, ميگفتيم رژيمي هستيم
كه قدرتمان ريشه در قلوب مردم دارد ,به جاي داغ و درفش از نفوذ كلام معنوي بهره مي بريم ,در حكومت
ما فاصله اي ميان رهبران و مردم نيست و همبستگي مردم با حاكميت ضامن شكست تمام
توطئههاست، ميگفتيم راه نويني براي بشريت به ارمغان آوردهايم. اما امروز از ما چهره رژيمي ساخته
اند خشن, سركوبگر و بريده از مردم, متكي بر قدرت نظامي و ابراز سركوب , رژيمي كه هيچ سخن
انتقادآميزي را برنميتابد و روز به روز مرزهاي خطوط قرمز آن گسترش مي يابد.
حكومتي كه در خفا رفتاري متفاوت با ادعاهايش دارد و به فكر تهيه سلاحهاي مرگبار و ابزار تهديد كننده
بشريت است, در اين رژيم چنين تصويري كشيده شده است كه منطق گفت وگو با جهان را نمي داند و
تنها زبان تهديد را مي شناسد, با خشنترين گروههاي تروريستي در ارتباط است, رد پاي او در بسياري از
حوادث تروريستي گوشه و كنار وجود دارد و دين براي او ابزار سركوب است.
از ما رژيمي ساخته اند كه دروغ مي گويد و به تعهدات خود در مقابل جامعه جهاني پايبند نيست. چند
روز پيش تيتر درشت برخي روزنامه هاي اروپا اين بود :" جمهوري اسلامي 19 سال به جهانيان دروغ
گفت". ميتوان تمام اين تبليغات را به رسانههاي صهيونيستي نسبت داد. ميتوان مثل هميشه آنها را
توطئه هاي استكبار جهاني دانست و داد از مظلوميت جمهوري اسلامي زد.
ميتوان كماكان خود را محور خوبيهاي جهان پنداشت و تمام اتهامات را به دشمني دشمن منسوب
كرد. اما يك نكته بسيار ساده اين ميان وجود دارد، آنها سرنخ ها, دم خروسها و مدارك و مستنداتي از ما
دارند كه آنها را در ادعاهايشان محقق جلوه ميدهد. اين مدارك و مستندات نوعا در داخل منعكس
نمي شود.
مردم ما به درستي و دقت نمي دانند كه رسانه هاي جهان چه اتهامات و تقصيرهايي را متوجه جمهوري
اسلامي مي كند و بابت اين اتهامات چه شواهدي براي اثبات ادعاها وجود دارد. اما هر چه هست در
ماههاي اخير آن دشمنان قسم خورده انقلاب و آن رسانه هاي استكباري و صهيونيستي به نحو بي
سابقه اي توانسته اند افكار عمومي مردم جهان را نسبت به ادعاهاي هميشگي شان متقاعد كنند. آنها
امروز حق به جانب تر از هميشه ظاهر شده اند. اين واقعيت تلخي است اما واقعيت است. كاري كرده ايم
كه آمريكايي ها سرفرازتر از هميشه بگويند ببينيد, آنچه ما درباره رژيم جمهوري اسلامي مي گفتيم
صحت داشت.
دشمن كارش دشمني است، وقتي رابطه خود را با رژيمي كه از همه نوع ابزار
سياسي ,نظامي,تكنيكي , فرهنگي و تبليغي برخوردار است از نوع دشمني تعريف و تنظيم مي كنيم
بايد بدانيم كه در اين تخاصم حلوا خير نمي كنند. ورود در اين دعوا كياست و درايت هم مي خواهد, تنها
سرهاي پر باد كفايت نمي كند.
در معادله اي كه براساس دشمني با استكبار و صهيونيسم تنظيم مي شود بايد انتظار هر نوع تبليغات
سوئي از دشمن داشت. مهم اين است كه در اين سوي قضيه ما تا چه حد خوراك تبليغاتي و شواهد و
مستندات براي او فراهم مي كنيم . امروز كساني سخاوتمندانه دست اندركار تهيه مستندات تبليغات
استكباري هستند. آن زمان كه مستانه به صحنه آمدند و همگان را متهم به توطئه كردند,
دانشجويان ,روشنفكران و روزنامه نگاران را به زندان افكندند, زهرا كاظمي را در زندان كشتند ,بر هفته ها
و ماهها محروميت زندانيان در سلول هاي انفرادي حكم راندند , بايد چنين روزي را پيش بيني مي كردند
كه به دست خود مستندات نمايش رژيمي سركوبگر ,ناقض حقوق بشر ,مخالف آزادي بيان و غير
دموكراتيك را به رسانه هاي استكباري و صهيونيستي پيشكش كرده اند.
آن زماني كه ساده لوحانه سر خود را به زير برف كردند, پروژه هاي بلندپروازانه بي هدف طراحي
كردند ,نامعقول ترين و نامتعارف ترين شيوه ها را براي دستيابي به فناوري هسته اي برگزيدند و فكر
نكردند كه آنچه مي كنند روزي در معرض ديد و بررسي متخصصان جهان قرار مي گيرد, آن روز كه سايت
عظيم 50 هزار متري زيرزميني طراحي كردند تا در چند متر مربع از يك گوشه آن چند دستگاه سانتريفوژ
نصب كنند، فكر نكردند كه اگر از اين چاه فناوري استراتژيك درنيايد، نان تبليغات استكباري درخواهد آمد.
آري در زمان بايد روزي را مي ديدند كه عليه ما تيتر شود كه جمهوري اسلامي 19 سال به دنيا دروغ گفته
است. آيا با فرض هر موفقيتي اين ضربه عظيم معنوي و تبليغاتي قابل توجيه است؟ »
گزارش خبرنگار پارلماني ايلنا حاكيست در اين هنگام سخنان شيرزاد با اعتراض رئيس مجلس و تعدادي
از نمايندگان روبرو شد كه به دليل به تشنج كشيده شدن فضاي مجلس، شيرزاد نتوانست ادامه نطق
خود را قرائت كند.
پس از آرام شدن جو مجلس ادامه نطق شيرزاد توسط رئيس مجلس از تريبون قرائت شد كه بدين شرح
است: به عنوان يك انقلابي پنجاه و هفتي به صراحت اعلام مي كنم برخي از آنچه امروز بر اين سرزمين
مي رود هيچ نسبتي با انقلابي كه امام راحل (ره) راهبري كرده ندارد. انقلاب ما با هدف برپايي جمهوري
اسلامي از معبر و در امتداد استقلال و آزادي توانست توده هاي مردم را به گرد شمع امام(ره) جمع آورد.
هنوز هم انقلاب ما انقلاب استقلال و آزادي است و جمهوري اسلامي را در همان راستا مي فهمم.
آنچه بعد از ايراد نطق جنجالي شيرزاد گذشت
هنگامي كه نطق شيرزاد تمام شد و وي قصد ترك جايگاه را داشت، آقاي كروبي با لحن تندي به او گفت،
در جايگاه بايستد و درباره اظهارات خود جواب دهد.
آقاي كروبي گفت: من در همه مدت مسؤوليتم سابقه نداشته به نمايندهاي درباره نطقش اعتراض كنم؛
ولي حرفهايي كه شما (شيرزاد) گفتيد، همان حرفهايي است كه هر شب راديو اسراييل ميگويد
رييس مجلس با بيان اينكه صحبتهاي شيرزاد زير سؤال بردن انقلاب اسلامي و اقدامات نظام در 25
سال گذشته است خطاب به وي گفت: با همه احترامي كه براي شما قائلم، به نظر من سخنان شما به
اين معنا بود كه كل نظام به مردم دروغ ميگويد و آمريكا و اسراييل راست ميگويند. اگرچه ممكن است
اظهارات من مخالف آييننامه باشد ولي چون موضوع ريشهاي است ميگويم سه سال و نيم است كه
نگفتهام ولي الان ميگويم. بايد منظورت را شفاف بگويي چون اين مشكلي ريشهاي است.
در اين هنگام برخي از نمايندگان با سر دادن شعار «مرگ بر منافق» از سخنان آقاي كروبي حمايت كردند.
سپس آقاي كروبي گفت: گاهي در نطقها مطالبي در اعتراض به اشخاص يا نهادها و يا انتقاداتي مطرح
ميشود ولي امروز شما كل نظام را زير سؤال برديد.
رييس مجلس شوراي اسلامي افزود: در نظام جمهوري اسلامي، همه ما مسؤوليم و همه ما در
اقداماتي كه انجام شده است، شريك بودهايم. خيلي از كارهايي كه امروز بعضيها به آن اعتراض
ميكنند خودشان آنها را انجام داده و امروز مدعي شدهاند.
آقاي كروبي گفت: خود اين آقاي شيرزاد سابقهاش مشخص است و بايد بگويد در سالهاي قبل، در چه
نهادهايي بوده و چه كارهايي ميكرده است. رييس مجلس شوراي اسلامي درباره مرگ زهرا كاظمي
گفت: زهرا كاظمي كار احمقانهاي كرد و در كنار اوين رفت و عكس گرفت و او را مأموران بازداشت كردند.
حالا يا از اطلاعات بودند يا از قوه قضاييه يا از نيروي انتظامي.
آقاي كروبي افزود: اطلاعات و قوه قضاييه فرقي نميكند. اينها با هم همكار هستند و ما بارها گفتهايم هر
كسي اين جنايت و كار خودسرانه را مرتكب شده است، بايد مجازات شود.
وي اضافه كرد: كل نظام را نبايد به خاطر هر مسألهاي هرچند تلخ و تأسفآور زير سؤال برد.
رييس مجلس شوراي اسلامي خطاب به نمايندگان گفت: نطقهايتان را طوري تنظيم كنيد كه ضعفها،
انتقادها و نقصها را منعكس كند، اما نظام را زير سؤال نبرد.
كروبي افزود: با اين روند كه بعضيها مدعي عملكرد گذشته شدهاند، ميترسم در آينده نزديك اصل
انقلاب را هم زير سؤال ببرند
لینک مطلب از خبرگزاری گویانیوز:http://news.gooya.com/politics/archives/002241.php
رجبعلي مزروعي نماينده ي اصلاح طلب شهر اصفهان در دوره قبل مجلس بود.صحبت هاي جالبي در
مورد انرژي هسته اي كرده اند كه جمله ي :"شام و نهار نداريم جاش مي خوريم كيك زرد" را تدايي
مي كند.مطالب زير عينا از ايشان تقل مي شود:
داستان پرونده هسته ای و آش ملا نصرالدین 22 آبان 86
مدتی است که تمایل به نوشتن ندارم چرا که فائده ای جز دردسر برای خودم براین نوشته ها مترتب نمی
بینم . در کشور ما رهبران و دولتمردان و تصمیم سازان و تاثیرگذاران جناح حاکم ظاهرا در مورد دیدگاهها
و مواضعشان نسبت به عالم و آدم تصمیم خود را گرفته اند و گوششان را برای شنیدن هر حرف و نظر
دیگری بسته اند و هر سخن و موضعی غیر از آنچه را می گویند و می پسندند ناشی از مرعوب بودن ،
استحاله شدن ، غرب زده و آمریکایی و...گوینده لقب می دهند و با این شیوه تبلیغی در عرصه ملی
می خواهند بر اثبات این موضوع پای
فشارند که گویا همه ایرانیان یک صدا بر اینکه انرژی هسته ای حق مسلم ماست متفق و متحد می
باشند و برای دستیابی به این حق حاضرند هر هزینه ای را بپردازند و...اما جدای از مسئولیت مسلمانی
و شهروندی و حساب و کتاب روز قیامت بالاخره نوشتن برای ثبت در تاریخ (که البته هیچ خاصیتی جز
ثبت ندارد) بد نیست تا اگر فردا و پس فردایی بنده خدایی یقه مرا گرفت و گفت شما چرا حرفی نزدید و
موضعی نگرفتید جواب دهم که بنده آنچه را می فهمیدم نوشتم اما کو گوش شنوا!؟ و خوبی روزگار ما
این است که در سایه پیشترفت فنآوری های ارتباطی و اطلاعاتی براحتی می توان نوشته های خود را در
لوح اینترنت محفوظ کرد و به ثبت رساند و به مصداق آیه :" و کسی که ذره ای نیکویی کند توسط خدا
دیده می شود ، و کسی که ذره ای شرارت کند دیده می شود " می تواند توسط همه کاربران در حال و
آینده دیده شود که فردی مثل بنده چه را ی و نظری داشته ام .
از نظر من " داستان پرونده هسته ای " در دولت احمدی نژاد مثل داستان " آش ملانصرالدین " است و آن
داستان اینگونه نقل شده که روزی ملا از کوچه ای عبور می کرد ، بچه ها دور او جمع شدند و شروع به
سنگ پرانی و اذیت کردن ملا کردند ، ملا که خود را در دام بلای بچه ها دید فکر کرد چگونه خود را از این
دام بلا برهاند؟ چاره ای اندیشید و ناگهان فریاد زد بچه ها در آن خانه آش می دهند و اشک اشاره بسوی
خانه ای ، بچه ها به سرعت ملا را رها کرده و بسوی خانه هاشان روان شدند و آنگاه کاسه بدست
اشاره انگشت ملا را دنبال کردند . ملا که خود این آش را پخته بود از همجه کودکان به سمت آن خانه
شگفت زده شد ناگهان با خود گفت که نکند براستی در آن خانه آش می دهند؟ و آنگاه خود بسوی خانه
اش برای برداشتن کاسه براه افتاد و...اگر این گفته را که در مثل مناقشه نیست در نظر بگیرم به نظر من
کل روند و مواضعی که توسط دولت نهم در ارتباط با پرونده هسته ای گرفته و طی شده است شبیه این
داستان است و نگرانی من این است که به خاطر آشی که وجود ندارد کشور ما سرانجام سرنوشتی
همچون عراق پیدا کند .
در همین جا بگویم دوستی که گهگاه اخبار سیاسی را از من می پرسد و پیگیری می کند وقتی در
اینروزها به او گفتم اوضاع خیلی خطری است و چشم انداز تیره و تار ، با خنده به من گفت شما بیش از
دو سال است که همین را می گوئید و می بینید که اتفاقی هم نیفتاده است! ( درست مثل تحلیل
وبرداشت و نگاهی که اقندارگرایان نسبت به این موضوع دارند و هر روزه آنرا تبلیغ می کنند) .من در مقابل
این سخن ناچار از ارائه این مثال شدم و گفتم شخصی خودش را از یک ساختمان بلند مرتبه (مثلا صد
طبقه) به پائین انداخت ، در طبقه نودم حال اورا پرسیدند گفت بسیار سالم و سرحالم ، همینطور تا
طبقات پائینتر، طبقه دهم ، نهم ،....اما وقتی به زمین می رسد چطور؟ به نظرم داستان پرونده هسته
ای ما هم همینگونه به طبقات پائین آمده است و نمی دانم چگونه به روی زمین خواهد رسید؟ لابد
آنهائیکه قطعنامه های شورای امنیت را ورق پاره ، تحریم ها را بلااثر ، پرونده را مختومه و مردم را به
شنیده خبرهای خوش در این باره در روزهای آینده نوید می دهند چون معجزه هزاره سومند با عالم غیب
در ارتباطند و یا با مدد نیروهای غیبی از بر زمین نشستن مطمئن! اما امثال بنده که جز با اطلاعات آشکار
و عالم مادی و محاسبه عقلی سر و کار ندارند ادامه روند فعلی را از بر زمین نشستن این پرونده جز
آنچه بر سر عراق (سناریوی بدبینانه) آمد نمی بینم و یا سرنوشت لیبی و کره شمالی (سناریوی
خوشبینانه) ، و متاسفانه این آن چیزی نیست که هر ایرانی شرافتمند یا مسلمانی بر رخداد آن راضی
باشد .
چالش موجود جمهوری اسلامی ایران با کشورهای غربی (و بطور خاص آمریکا) اساسی ترین چالشی
است که این نظام در عرصه بین المللی در سال های پس از انقلاب با آن رو به رو شده است و قطعا در
این چالش هر دو طرف دارای توانایی ها و نقاط ضعفی هستند و به نظرم بزرگترین اشتباه طرفین این می
تواند باشد که هر یک با تکیه بر توانایی هایش بخواهد به رویارویی و جنگ با طرف مقابل برود ( نظریه
معروف اقتدارگرایان ایرانی در راندن دو ماشین از رو برو در یک مسیر و با فرمان کنده و سرعت تمام و یا
همان قطار بدون ترمز و دنده عقب احمدی نژاد) و البته در این میان می تواند فاجعه ای رخ دهد که
خسارات انسانی و مادی آن برای طرفین هیچ قابل محاسبه نیست . بدون کالبد شکافی بیشتر این
موضوع و اینکه سیاست نمد مال کردن ایران در حال به پایان رسیدن است و جمهوری خواهان آمریکا برای
تغییر موقعیت داخلی شان و برنده شدن در انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا نیاز به یک اقدام ویژه
دارند و این اقدام ویژه می تواند در رابطه با ایران تعریف شود، به نظرم ظرفیت حل چالش موجود از راه
های مذاکره و مصالحه رو به پایان است و اگر دولتمردان ایرانی با استفاده از توانایی های موجود به میدان
سیاسی حل این چالش نروند و از فرصت کنونی استفاده نکنند در گذر زمان کشورمان در گیر مصیبتی
خواهد شد که ...تجربه جنگ ایران و عراق ، با اینکه رژیم بعثی عراق تجاوز گر بود و ایران در دفاع محق ،
در خاطره این ملت با همه خسارت هایش باقی مانده است و به نظر من ملت ما ظرفیت تحمل جنگ
دیگری تحت هر عنوانی را ندارد . آن جنگ سالها ما را به لحاظ اقتصادی عقب برد و امروز در قافله توسعه
و پیشترفت از کشورهایی چون ترکیه ، کره جنوبی ،...بسیار عقب مانده ایم و ...قطعا روز های آینده
روزهای سرنوشت سازی برای جمهوری اسامی ایران خواهد بود و دعا می کنم که دولتمردان حاکم اگر
برای ادامه حاکمیت خودشان هم شده است حساسیت و حیاتی بودن شرایط کنونی را دریابند و با تکیه
بر توانایی هایی که شعارش را می دهند راه برون رفت از این چالش را بروی کشور بگشایند . از نظر من
از به تعلیق در آوردن غنی سازی در دولت نهم با به تعلیق در آوردن اقتصاد کشور همراه بوده است و این
هزینه های سخت و گرانسنگ برای ایرانیان به ویژه طبقات فقیر و متوسط جامعه مابه همراه داشته است
و نمی دانم چگونه دولتمردانی که همه شعارها و وعده هاشان اقتصادی و بهبود وضعیت معیشت مردم
و...بوده است پاسخگوی این وضعیتند اما اینرا به خوبی می دانم که در دنیای کنونی حاکمیت بر مردمی
که اکثریتشان با مشکل فقر و معیشت و تنگدستی دست به گریبانند و به دنبال راه گریز می گردند با هیچ
عنوان و بهانه ای قابل توجیه و افتخار نیست چه برسد به اینکه بنام خدا و اسلام باشد .
لينك همين مطلب در سايت شخصي و رسمي آقاي مزروعي:http://mazrooei.ir/post/409.php
رجبعلي مزروعي نماينده ي اصلاح طلب شهر اصفهان در دوره قبل مجلس بود.صحبت هاي جالبي در
مورد انرژي هسته اي كرده اند كه جمله ي :"شام و نهار نداريم جاش مي خوريم كيك زرد" را تدايي
مي كند.مطالب زير عينا از ايشان تقل مي شود:
پرونده هسته اي واجب تر از نان شب ! 15 بهمن 84
اگر فردي حوصله كند و مواضع و صحبت هاي محافظه كاران را از روز سوم خرداد 76 تاكنون مرور كند در
خواهد يافت كه در همه اين روزها و سالها نيروهاي ارزشي و اصولگرا مشكلات اصلي كشور را در
«معيشت مردم» خلاصه كرده و بر طبل مطالبات اقتصادي آحاد جامعه ميكوفتند، و صد البته اصلاح طلبان
را براي اينكه به اين مطالبات توجه ندارند و اصلاح طلبي را در مبارزه با فقر و فساد و تبعيض متمركز
ننموده و همه نيروي خود را صرف پيشبرد توسعه سياسي و فرهنگي كرده اند مورد چالش و سرزنش قرار
داده و چنين القا مي كردند كه اصلاح طلبان به فكر نان و آب و معيشت مردم نيستند و اگر محافظه كاران
روي كار بيايند مشكل آب و نان و معيشت مردم را حل خواهند كرد و ايران بهشت و گلستان خواهد شد
و ...
چرخ روزگار چنان شد كه محافظه كاران با تابلوي آبادگران و اصولگرايي و با كمك همه جانبه نهادهاي
قدرت و نيروهاي غيبي امروز كل قدرت و حاكميت را قبضه كرده اند و قدرت مطلقه كامل شده است به
گونه اي كه در رده هاي مديريتي آنچنان تصفيه اي انجام داده اند كه ديگر هيچ اثر و نشاني از اصلاح
طلبي و اصلاح طلبان نمانده ! تا اينان بتوانند با خيال راحت و انديشه يكپارچه مشكل «معيشت مردم» را
حل نمونه و به ويژه درآمد نفت را به سر سفره فقير و بيچاره ها ببرند.
اما از عملكرد اينان به نظر مي رسد كه براي تحقق اين هدف بهترين راه حل را در پيگيري «پرونده هسته
اي» ديده اند و اينكه بجاي آب نبات چوبي در پي دًر غلطان باشند! تبليغات سر سام آور رسانه هاي
رسمي در اين باره به گونه اي است كه دستيابي به «فن آوري هسته اي» را حلال همه مشكلات و
دردهاي جامعه ايراني مي داند و پرونده اين ماجرا را يك پرونده ملي، و اگر كسي در اين وسط صدايش
درآمد كه حاكمان پس آن وعده بهبود «معيشت مردم» چه شد با چوب بر سرش خواهند كوبيد كه
دستيابي به اين فن آوري از نان شب هم واجب تر است ! و تكيه بر سه اصل عزب، حكمت و مصلحت در
سياست خارجي حكم مي كند كه ما از حق خودمان در دستيابي به اين فن آوري نگذريم حتي اگر به
قيمت در افتادن با همه كشورهاي قدرتمند دنيا باشد! و آنهايي شان كه عميقا اصولگرايند مي گويند كه
مردم حاضرند از نانشان كه هيچ حتي از جانشان نيز بگذرند اما از اين فن آوري نمي گذرند!
البته واضح و مبرهن است كه جامعه ايراني در همه فن آوري ها به حد كمال رسيده و بطور مثال در صنايع
هواپيمايي، مخابرات و ارتباطات، حمل و نقل، .... ديگر هيچ كم و كسري ندارد و فقط مانده است كه به
«فن آوري هسته اي» مجهز شود تا بهشتي را كه اينان وعده داده اند محقق شود و «معيشت مردم»
روبراه! خوب در اين صورت چه كسي در ايران مي تواند مخالف سياست جاري درباره «پرونده هسته اي»
باشد؟ و اينگونه است كه همه ايرانيان موافقند و هيچ مخالفي را نمي توان پيدا كرد و ....
در مصاحبه اخير عبدالحليم خدام معاون سابق رياست جمهوري سوريه (به مدت 20 سال) نكته بسيار
مهمي نهفته بود. او گفت برداشت نادرست از تحولات منطقه اي و بين المللي باعث بوجود آوردن وضعيت
كنوني براي سوريه شده است. به نظرم عين اين گزاره براي دولتمردان كنوني ايران نيز صادق است.
اينان كه براي حل مشكل «معيشت مردم» آمده اند حال «پرونده هسته اي» را به آنچنان موضوعي تبديل
كرده اند كه ديگر مردم مشكل معيشت از يادشان رفته است و خود را آماده شرايط بدتر از اين مي كنند!
پيش از اين نيز دولتمردان عراق دچار همين خطا شدند و پيامدهاي آنرا ديدند و ديديم و مي بينيم.
هرچند اگر قدرتمندان و حاكمان دنيا دچار خطاي در تحليل نمي شدند هيچ جنگي رخ نمي داد و هيچ
رژيمي سقوط نميكرد، اما انسان تعجب مي كند كه چرا اصولگرايان حاكم بر ايران، حال كه همه قدرت را
قبضه كرده اند لااقل از دور و اطراف خود عبرت نمي گيرند و سرنوشت افغانستان و عراق را نمي بينند؟
اينان تصورشان از عالم همان تصوري است كه از نيروهاي داخلي دارند و فكر مي كنند كه همان سياست
و برخوردي را كه با نيروهاي داخلي داشتند مي توانند با ديگران نيز انجام دهند و پيروز شوند! و به نظر
مي رسد كه اينان حتي به فكر بقاي خودشان هم نيستند چه برسد به ديگران.
از عجائب روزگار اينكه روزگاري محافظه كاران «تهاجم فرهنگي» را موضوع كانوني كشور كرده بودند و
امروز «پرونده هسته اي» را، و آنچه در اين ميان رها شده «معيشت مردم» است، و شكي نيست كه با
ادامه سياست هاي آقايان همين لقمه نان همه از دهان مردم گرفته شود و ....
لينك همين مطلب در سايت شخصي و رسمي آقاي مزروعي:http://mazrooei.ir/post/23.php
بي شك الله متعال يگانه مدير و مدبر جهان است كه جهان را اداره مي كند.
احمدي نژاد بارها امام زمان موهومش را شريك الله تعالي قرار داده و كفر مي گويد
در كليپ زير احمدي نزاد مي گويد:"امام مديريت مي كند جهان را"
مديريت كلي جهان كه با الله تعالي است اگر منظور احمدي نژاد مديريت سياست جهان در ميان بشر
است كه مدير سازمان ملل بان كي مون است نكند كه او امام زمان است؟!
در همين كليپ احمدي نژاد در اظهاراتي مضحك مي گويد امريكايي ها فهميده اند امام زمان از عراق
مي آيد به خاطر آن آمده اند عراق را اشغال كرده اند!
{أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ }البقرة107
مگر ندانستى كه فرمانروايى آسمانها و زمين از آن خداست و شما جز خدا سرور و ياورى نداريد
{إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الأَمْرَ مَا مِن
شَفِيعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ }يونس3
پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد سپس بر عرش ايستاد .كار
[آفرينش] را تدبير مىكند شفاعتگرى جز پس از اذن او نيست اين استخدا پروردگار شما پس او را
بپرستيد آيا پند نمىگيريد

دانلود كليپ:
http://www.fileden.com/files/2006/12/19/530189/modirjahanemamezaman.zip

اما سند زیر ثابت می کند که ایران در این ادعایش راستگو نیست
در کلیپ زیر نشان داده می شود که ایران دوست لبنان و مردمش نیست
بلکه ثابت می شود دست های ایران در دست های اسرائیل است.
در کلیپ زیر فواد السینیوره نخست وزیر لبنان پرده از نصیحت و پیشنهاد منوچهر متکی وزیر خارجه ی
ایران در دیدار با او بر می دارد.

متکی به فواد سینیوره گفته است بگذارید مزارع شبعا که توسط اسرائیل
اشغال شده همچنان در دست اسرائیل بماند.

به نظر شما چرا ایران ادعای دشمنی با اسرائیل را دارد و مخفیانه خوش خدمتی اسرائیل را می کند؟


به نظر شما هدف منوچهر متکی وزیر امور خارجه ج ا ا چه بوده؟ و چرا ایران می خواهد لبنان سرزمینهای
اشغالی اش را از اسرائیل پس نگیرد؟چرا ایران می خواهد مزارع شبعا تحت ید اسرائیل باشد؟
دانلود کلیپ از آدرس:http://www.fileden.com/files/2006/12/19/530189/shebaa.zip

هر ساله ج ا ا راهپیمایی هایی در ۱۳ آبان و ۲۲ بهمن و... برگزار می کند و حضور مردم در آن را نشانه
تایید و موافقت با حاکمیت خویش می خواند.در این پست می خواهم صرفه نظر از مضرات اقتصادی
سنگین آن و لطماتی که بر اقتصاد کشور وارد می کند و صرفه نظر از خراب شدن وجه ی ایران و ایرانیان در
عرصه ی سیاسی اجتماعی دنیا به بررسی نحوه ی گردآوری مردم برای این راهپیمایی ها بپردازم.از
چند روز پیش از این تظاهرات تمام برنامه های ورزشی و سیاسی و اجتماعی و... صدا و سیما و رادیو به
دعوت از مردم برای این تظاهرات مشغول می شوند و آنقدر تلویزیون خواهش و التماس می کند و
برنامه در مورد تظاهرات می سازد که حال آدم به هم می خورد.در کجا دنیا دیده اید که حاکمیت
ورزشکاران و قهرمانان و بازیگران و سایر افراد مشهور و محبوب ملت را زیر فشار بگذارند که در جلوی
تلویزیون بیایند و بگویند که در تظاهرات شرکت می کنند و از مردم و طرفدارانشان می خواهند که در این
تظاهرات شرکت کنند.در راهپیمایی ها خصوصا در تهران از پول بیت المال به مردم هر چیزی که بخواهید
می دهند تا بیایند و شرکت کنند.می خواهم بگویم که اینها شگرد های جمع کردن مردم است و این
جمعیت واقعا برای آنچه که حکومت ادعا دارد نیامده اند.تصور کنید که با شرکت در راهپیمایی شما می
توانید بازیگر محبوبتان یا خواننده ی مشهور یا فلان بازیکن فوتبال را از نزدیک ببینید آیا شما شرکت نمی
کنید؟ دسته ای از مردم به این خاطر شرکت می کنند.دسته ای دیگر نیز عشق دوربین اند.آنها دوست
دارند که از آنها فیلم گرفته شود و خود را در تلویزیون ببینند.برنامه های تفریحی و موسیقی و نمایش و
میوه و غذا هم خصوصا در تهران به مردم ارائه می شود تا بیایند و تظاهرات کنند.مثلا فردی را می گذارند
که کاریکاتور شما را رایگان می کشد.و در روی سن هم خوانندگان آهنگ می خوانند و با بازیگران و
ورزشکاران مصاحبه می کنند با این کارها می خواهند مردم را جمع کنند.خوب می دانیم بسیاری از دختر
ها و پسر ها ی فاسد هم راهپیمایی را بهترین مکان برای دوست یابی می دانند چرا که دختران و
پسران زیادی به خیابان می ریزند و همه چیز محیاست حتی بعضا اختلاط میان زنان و مردان به وجود
می آید و گروهی هم برای این کارهای حرام و چشم چرانی می آیند.نا گفته نماند همانطور که عکس بالا
گویاست مدارس و دانشگاه ها در تمام مقاطع تعطیل اند و مدیران مدارس دانش آموزان را روز قبل تهدید
می کنند که اگر در تظاهرات شرکت نکنید ۲ نمره از انضباط شما کسر می کنیم!چند نفر از معلمان و
دانش آموزان را هم مامور می کنند که اسامی غایبان و کسانی که در حین تظاهرات فرار می کنند را
بنویسند.دقت کنید که ایران حدودا ۱۷ میلیون نفر دانش آموز دارد.تمامی معلمان و فرهنگیان و کارکنان و
کارمندان ادارات هم مجبور به شرکت در تظاهرات هستند.مدیران ادارات طبق بخشنامه ای که برایشان
می آید موظف هستند که کارمندان را به صف کرده و بیاورند.در تمام این موارد ترس از اخراج و کسر
انضباط و رودربایستی در حضور افرد بسیار موثر است.می دانید ایران چقدر کارمند و معلم و فرهنگی
دارد؟ تمامی نیروهای نظامی و امنیتی از نیروی انتظامی گرفته تا سپاه و ارتش و بسیج و... هم موظف
به شرکت هستند.می دانید در ایران چقدر نیروی نظامی هست؟جالب اینجاست که با تمام این تفاسیر
باز هم جمعیت بسیار کمی می آید. شما قضاوت کنید که اگر ۷۰ میلیون ایرانی بیاید خیابانی از شهر
های ایران می ماند که خالی باشد؟اما مثل همیشه می گویند راهپیمایی پر شکوه بود!اگر مردم کم
بیایند آیا صدا و سیما خواهد گفت که استقبال سردی شد؟ آیا شما فرار دانش آموزان از راهپیمایی را
ندیده اید؟آیا اینهایی هم که به اجبار جمع می شوند همه موافق نظام و سیاست هایشان هستند.
بحث دیگر بحث بار اقتصادی تظاهرات و و ترافیک حاصل از آن است که معلوم نیست وقتی بعضی از
خیابان های منتهی به بیمارستان محل تظاهرات است بیمار اورژانسی بیچاره را چگونه باید به
بیمارستان رساند.
به هر حال این راهپیمایی های زورکی و اجباری و البته کم شکوه نمایشی پوچ بیش نیست
و با شعار و داد و بیداد مرگ بر آمریکا و اسرائیل و... اینها نمی میرند.مرد آن است که عمل کند
همین امسال(۱۳۸۷)داشتم یکی از کانال های تلویزیون ایران را در مورد راهپیمایی ۲۲ بهمن می
دیدم.چهار محال بختیاری را نشان می داد.دیدم روی پلاکاردی بزرگ نوشته بودند:"۲۲ بهمن آغاز حکومت
الله است" این جاهلان نمی دانند که این حرفشان را هرگونه که تفسیر کنی جز به کفر تعبیر نمی
گردد.مگر قبل از آن الله متعال وجود نداشته و آن روز متولد شده یا قبلا مرده و آن روز زنده شده و العیاذ
بالله و سبحان الله عما یصفون.یا اگر منظور خمینی است مگر خمینی الله است که آغاز حکومت او آغاز
حکومت الله است؟این غلوی کفر آمیز نیست؟ به راستی الان در ج ا ا حکومت احکام الهی است؟ مگر
برای الله تعالی که اول و آخر است آغاز و پایان معنایی دارد؟
شیخ اسحاق دبیری غفر الله له عالم مجاهد و موحد ایرانی وفات یافت رحمه الله تعالی
وقتی به این فکر می کنم که تالیفات و ترجمه های ایشان وسیله ی بزرگ برای هدایتم بود بیشتر در
ماتم فرو می روم اما کاری که موجب غضب الهی شود را مرتکب نمی شویم و باز می گوییم إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا
إِلَيْهِ رَاجِعُونَ و برای ایشان غفران و رحمت الهی را از الله بخشنده و مهربان طلب می کنیم.بی شک
مردمان بسیاری چون این حقیر هستند که از آثار شیخ رحمه الله بهره ها برده اند و بیدار شده اند و
هدایت گشته اند.امت اسلام در سوگ این عزیز از دست رفته است.چقدر آرزو داشتم در حجی ایشان را
از نزدیک ببینم اما ایشان غفر الله له به سوی الله متعال شتافتند.امت اسلامی را به صبر و گفتن إنا لله و
إنا اليه راجعون دعوت می کنم و همانطور که شیخ دوست می داشت امت را از بدعت هایی که در مورد
مردگان رواج یافته مانند قرائت یس و فاتحه و پوشیدن لباس سیاه و عملی که نوعی اعتراض به تقدیر
الهی باشد مانند خودزنی و... بر حذر می دارم و مسلمین را به دعا کردن جهت آمرزش و غفران و رحمت
الهی بر ایشان دعوت می کنم.الهم اغفر له/ الهم اغفر له /الهم اغفر له
این فقیه عالم رحمه الله چقدر این حدیث نبوی صل الله علیه و سلم را که شامل خودشان هم هست
را دوست می داشت:"من يرد الله به خيرا يفقه في الدين"

إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ
صبح امروز دوشنبه ۲۱ صفر ۱۴۳۰هـ.ق برابر با ۲۸/۱۱/۱۳۸۷هـ ش عالم رباني و دانشمند و نويسنده
برجسته اهل سنت و جماعت ایران شيخ إسحاق بن عبدالله بن محمد دبيري العوضي دار فاني را وداع
گفت.
ایشان در سال ۱۹۶۲میلادی در روستای بلغان از توابع لارستان استان فارس در جنوب ایران دیده به جهان
گشود.
و بعد از اکمال مراحل ابتدایی و دبیرستان در دانشگاه اسلامی مدینه منوره مشغول تحصیل علوم شرعی
شد و در سال ۱۴۰۸هـ ق از دانشکده حدیث و علوم اسلامی بدرجه لیسانس فارغ التحصیل گردید.
ایشان به دلیل اشتیاق شدیدی که به آموختن علوم اسلامی داشت وارد معهد (انستیتوت) عالى
آموزش ائمه و دعوتگران در مكه مكرمه شده و در سال ۱۴۱۲هـ ق مدرک فوق لیسانس را بدست آورد.
ایشان ازدواج نموده و دارای چهار دختر و سه پسر می باشند.
ایشان یکی از دعوتگران مخلص و از جمله علمای بزرگ اهل سنت و نویسنده ای توانا و مترجمی چیره
دست در عصر حاضر محسوب می گردید.
شیخ دبیری رحمه الله در مسیر دعوت و خدمت به اسلام و مسلمین ده ها کتاب تألیف نموده و همچنین
تعداد زیادی از کتابهای عربی در زمینه های مختلف را به زبان فارسی ترجمه کرده است که مجموع آن به
بیش از ۵۰۰ کتاب میرسد و بسیاری از اين كتابها به زیور طبع آراسته گردیده است که در وب سایت
رسمی ایشان http://www.aqeedeh.com در دسترس مسلمانان فارسى زبان مي باشد.
همچنین ده ها کتاب ایشان از جمله ترجمه قرآن کریم بزودی آماده نشر می شود.
همجنین ایشان به عنوان مجری برنامه های دینی در رادیوی عربستان سعودی فعالیت می کرد که
صدای گرم ایشان در برنامه های “سراب شبهات در شاهراه حقیقت” و “اسلام و خانواده” و “اسلام و
زندگی” و “حقوق انسان در اسلام” آرام بخش دلهای ميليونها مسلمان فارسي زبان بود.
جناب شيخ اسحاق دبيري رحمه الله تمام نمای اخلاق اسلامی و رفتار اسلامی به شمار می رفت، به
همه احترام می گذاشت، جامع بودن و پرهیز از تنگ نظری در مسایل دینی و شرعی و فکری، رمز بزرگ
موفقیت اهل دین به شمار میرود به همين دليل ايشان حتى به مخالفين خود با احترام برخورد مي كرد
و به دعوت عشق می ورزید حتى در زمانیکه به مرض خطرناك سرطان نيز مبتلا بود هرگز امور دعوت و
بخصوص تألیف و ترجمه را رها نکرد و بار ها از ایشان شنیده شده که می فرمود: کار و خدمت در راه دین
آرام بخش روح و روان من می باشد.
از خصوصیات بارز این رادمرد مبارز دلسوز بودن برای دین و دعوت به سوی الله متعال بود تا جایی که از
اموال شخصی خود در راه امور دعوت مصرف می نمود و حتی از قرض گرفتن در جهت مصارف امور دعوت
دریغ نمی کردند.
این توجه و اخلاق نيكوى ايشان نمونه ای ارزنده از یک انسان مؤمن و مجاهد است که به عقيده و
ارزشهاى اسلامي ارج مي نهد حقا كه ايشان شاگرد راستین مکتب عقیدۀ توحید بود.
برخی از نزدیکان شیخ ذکر میکنند که شیخ همیشه در برابر مشکلات با آرامش و خونسردی برخورد
نموده و مسائل را حل میکرد و در سخت ترین موقعیت از زیر بار مشکلات شانه خالی نمی کردند.
یکی از دوستان شیخ ذکر میکنند که: وقتی که حال ایشان خیلی وخیم میشد به ایشان میگفتیم
استراحت کنید، میگفتند راحتی من در کار دعوت است، من روی تخت بیمارستان آرامش ندارم و همه
اش به فکر ترجمه و تألیف هستم.
یکی دیگر از همکاران شیخ میگویند: روزی شیخ بیش از حد بیمار بودند و به زحمت سخن بر زبان جاری
میکردند و کار ضروری پیش آمد با ایشان تماس گرفتیم و درخواست همکاری کردیم ایشان در نیمه شب
بلند شده و مشکل را حل کردند تا جایی که از تماس با ایشان پشیمان شدیم.
اداره سایت عقیده رحلت اين شخصيت برجسته و عالم بزرگوار را به خانوادۀ گرامی و بازماندگان ایشان،
جامعه اهلسنت ایران و تمامی مسلمانان فارسی زبان جهان تسليت گفته و از الله متعال براي ايشان بهشت برين، رفع درجات و غفران الهي مسئلت دارند و همچنین اداره سایت عقیده با پروردگار متعال جل
جلاله تعهد می کند که در راه دعوت و دفاع از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم و اهل بیت مطهر و
اصحاب مکرم ایشان رضوان الله علیهم اجمعین راه شیخ اسحاق دبیری رحمه الله و دیگر علمای مبارز
اهل سنت را ادامه خواهد داد.
“اللَّهُمَّ اغْفِرْ لَهُ، وَارْحَمْهُ، وَعَافِهِ، واعْفُ عَنْهُ، وَأَكْرِمْ نُزُلَهُ، وَوَسِّعْ مُدْخَلَهُ، وَاغْسِلْهُ بِالْمَاءِ وَالثَّلْجِ وَالْبَرَدِ، وَنَقِّهِ
مِنَ الْخَطَايَا كَمَا يُنَقَّى الثَّوْبُ الأَبْيَضُ مِنَ الدَّنَسِ، وَأَبْدِلْهُ دَارًا خَيْرًا مِنْ دَارِهِ، وَأَهْلا خَيْرًا مِنْ أَهْلِهِ،وَزَوْجًا خَيْرًا
مِنْ زَوْجِهِ، وَأَدْخِلْهُ الْجَنَّةَ، وَأَعِذْهُ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ، وَمِنْ عَذَابِ النَّارِ“
(بار الها! او را ببخش، و بر او رحم كن، و عافيت نصيبش بگردان، و از گناهانش بگذر. الهى! و او را گرامی
بدار، و قبرش را وسيع بگردان، و او را با
آب و برف و تگرگ بشوى، و از گناهان، چنان پاكش بگردان كه لباس سفيد از آلودگى، پاك و تميز می
شود. پروردگارا! به او خانه اى بهتر از خانه اش، و خانواده اى بهتر از خانواده اش، و همسرى بهتر از
همسرش، عنايت بفرما، و او را وارد بهشت كن، و از عذاب قبر و دوزخ پناهش ده).
منبع: سایت رسمی شیخ اسحاق دبیری رحمه الله
اما روافض که تمام مذهبشان را با بدعت های خرافی آمیخته اند به ماه صفر هم رحم نکرده اند.
اسلام هیچ موجود و جاندار و بی جانی را بد یمن نمی شمارد و اسلام هیچ عدد و اسم و حیوان و
انسانی را نامبارک به معنای بد یمن و نحس معرفی نمی کند.
و اسلام هیچ سال و ماه و روز و ساعتی را نحس نمی داند
اما روافض ماه صفر را ماه نامبارک، بد یمن، بد شگون و نحسی می دانند!
بی تردید این دیدگاه غیر اسلامی به ماه صفر هیچ اصلی در اسلام ندارد و
هیچ آیه و حدیثی چنین خرافه ای را بیان نمی کند
این بدعت خرافه آمیزتنها زاده ی تفکر عقب مانده ی روافض است
شاید این دیدگاه نسبت به ماه صفر به این خاطر باشد که برخی از امامان
در این ماه درگذشته اند.اما به راستی آیا در ماه های دیگر امامی نمرده؟
آیا پیامبران و صلحا و عالمان دیگری در ماه های دیگر هم فوت نکرده اند؟
اگر این طور باشد که باید تمام ماه ها و روز ها نحس و بد یمن باشند.
به هر حال روافض در این ماه سیاه به تن می کنند و عزاداری می کنند و
برای خرید مرغ صف می بندند.طوری که همه ساله در ماه صفر به علت
تقاضای زیاد قیمت مرغ بالا می رود.و عده ای مرغ فروش هم از این جهل مردم
سوء استفاده کرده و پول زیادی به جیب می زنند.
خرافه پرستان در اول یا سیزدهم ماه صفر مرغی را سر می برند و می گویند
که با ریختن خون این مرغ بلا ها از آنان دور می شود
جالب اینجاست که مرغ را به فقرا هم نمی دهند بلکه خودشان می خورند
به راستی این همه ایرانی که همگی مرغی در ماه صفر سر بریده اند بلایی برایشان رخ نداده؟
آیا وقت آن نرسیده که این خرافات را رها کنند؟
روافض همچنین در کل ماه های محرم و صفر باز هم بدون حجت شرعی عروسی نمی گیرند!
البته این به جهت رحلت بعضی امامان در این دو ماه است.
سئوال مهم اینجاست که چرا علمای رافضی در مقابل این خرافات سکوت پیشه کرده اند؟
فقط می خواستم نظر شما را در مورد صحبت های این دختر فلسطینی بدانم
این دختر مظلوم فلسطینی می گوید حماس سبب تمام جنگ هاست حماس
تلویزیون ایران این مصاحبه را پخش کرد اما جمله ی آخر این دختر را سانسور کرد
که در آن این دختر می گوید حماس هی سبب کل الحروب

عبدالرضا هلالی یکی از مشهورترین مداحان رافضی است.مداحی که سابقه ی حضور در جبهه دارد و با
رجال سیاسی مملکت در ارتباط است و به حج هم رفته.اهل بیت بار ها گفته اند که موجب افتخار ما
باشید نه ننگ.اما حقیقتا که روافض موجب ننگ هستند.این مداح حتی در اسمش هم کفر پیشه کرد
و عبد مخلوق الله نام نهاده شده نه عبدالله.

بگذریم از کفر در نام و غلو در کلام و غنا در نوحه هایش جدیدا گند جدیدی بار آورده که خودش هم
اشتباهش را قبول کرده.او به همراه زنی نامحرم که ابتدا نامحرم بونش را تایید و بعدا گفته بود صیغه اش
کرده ام مشغول مصرف تریاک با قلیان است


اینم لینک کلیپ http://www.fileden.com/files/2006/12/19/530189/HajAghaHelali-DokhtarBazi

